
اما پنج شنبه 6 آذر مکالمه خیلی کوتاه بود. جواب منفی بود.دختری هم قلبم مالامال عشقش بود بهم جواب نه آخر رو داد و ماجرا تمام شد. نفس عمیقی کشیدم و زدم بیرون. تو خیابونا می چرخیدم تا بهمم چی شده. از نظرم هیچی با هم جور در نمی اومد. اون شب چند دقیقه بیشتر به خودم فرصت ندادم که تصمیم جدی رو بگیرم. یا باید وا میدادم و به بهانه عشق از دست رفته همه چیز رو ول می کردم یا باید ادامه می دادم. فریاد کشید...
ادامه مطلب
اما پنج شنبه 6 آذر مکالمه خیلی کوتاه بود. جواب منفی بود.دختری هم قلبم مالامال عشقش بود بهم جواب نه آخر رو داد و ماجرا تمام شد. نفس عمیقی کشیدم و زدم بیرون. تو خیابونا می چرخیدم تا بهمم چی شده. از نظرم هیچی با هم جور در نمی اومد. اون شب چند دقیقه بیشتر به خودم فرصت ندادم که تصمیم جدی رو بگیرم. یا باید وا میدادم و به بهانه عشق از دست رفته همه چیز رو ول می کردم یا باید ادامه می دادم. فریا...
ادامه مطلب
با وجود اینکه اغلب اوقات وقت کمی داشتم اما هیچ وقت درخواست نوشتن متن پشت کارت عروسی رو رد نکردم. بویژه برای نزدیکان. اواخر شهریور عروسی دخترخاله ام بود. از قبل ازم قول گرفته بود که یک روز وقتم رو برای نوشتن اسامی مهمونا داشته باشه. حالا موقعی که داشتم اسامی مهمونا رو رو کارت می نوشتم یاد آرزوی قدیمیم افتادم. پنهان نمی کنم، همیشه آرزو داشتم خودم کارت های ازدواجم با شیدا رو بنویسم. اما دو سال از جواب آخر شیدا گذشت. و هیچ...
ادامه مطلب
بر در شاهم گدایی نکتهای در کار کردxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود...
ادامه مطلب
چو شیران برفتند از این مرغزار کند روبه لنگ اینجا شکار...
ادامه مطلب
صفای گوشه آرام آشیان چون هست ، نگه دار و به آرایش قفس مفروش...
ادامه مطلب